محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

208

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر حرب دومة الجندل و خبر اين غزو چنان بود كه پيغمبر را عليه السّلام خبر آمد كه گروهى از عرب به دومة الجندل گرد آمدند ، و اين چاهى است اندر باديه . پيغمبر سپاه عرض كرد و برفت . چون خبر پيغمبر بديشان رسيد همه بگريختند . و پيغمبر آنجا شد و كس را نديد . و دو روز آنجا بود و هيچكس نيامد . و بنى ناجيه و بنى فزاره آنجا بودند ، و عيينة بن حصن مهتر بنى فزاره بود . پيش پيغمبر آمد و گفت بايد كه مرا دستورى دهى تا به حدّ مدينه آيم به علفخوارگى ، اندر باديه گياه خشك شده است . پس پيغمبر به چيزى با او صلح كرد ، و آن گياه خوار او را داد . و پيغمبر با ياران به مدينه باز آمد . خبر غزو بنى لحيان و اين بنى لحيان عضل و قاره بودند آنكه حيلت كردند و سوى پيغمبر آمدند و گفتند بايد ما را كسى فرستى تا مسلمانى آموزد . و پيغمبر شش تن را با آن رسولان ايشان بفرستاد . ايشان سه تن را بكشتند و سه تن را بفروختند به مكّه . و قصّهء ايشان گفتيم پيش از اين . و اين بنى لحيان دو قبيله بودند : يكى عضل و ديگر قاره .